نقره های گداخته
دردهای ناگهان(افسانه صالحی)
قاصدک
طاماتیان
با شاعران زرین دشت
شعر داراب
فتاح بحرانی
داراب کهن
کاغذ سپید
پروردگار مست...
شهر زیبای ما داراب
فلسفه ساده
وبلاگ دوست داران قیصر امین پور
انجمن ادبی فردوسی رباط کریم
پرتال اطلاع رسانی شهرستان داراب

 :: افتتاح سایت
 از این که از وب سایت انجمن ادبی باران داراب دیدن کردید متشکرم.

همشهریان عزیز برای ارسال مطالب و اشعار خود می توانید مطالب خود را به ایمیل darab.baran@gmail.com ارسال نمایید تا با نام خودتان در وبسایت ثبت شود!

خواهشمندم نظرهایتان را ارسال کنید تا بتوانیم نواقص وبسایت را برطرف کنیم و برای بهتر شدن آن بکوشیم.

نظرات بدون تایید مدیر نشان داده می شود و بصورت خصوصی ارسال نمی شود.

با تشکر

مدیر وبسایت: مرجان گودرزیان

 
 

همیشه

یک جای خلوت پیدا می شود

که بنشینی و شعری بنویسی که خون در رگهایش بجوشد

جایی مطمئن

که هیچ منتقدی پا در کفش گشادت نخواهد کرد

و خوب می دانی

از کلاه خبری نیست

نه از کلاه بوقی

نه از کلاه شاپو

نه از کلاه یک کلاه بردار غیب گو

که قبل از آشنایی ته جیبت را رؤیت کرده است

آنوقت می توانی

با کلمات یک شعبده راه بیاندازی

شعبده ای به نام شعر

پروانه هایی که در دستانت جان می یابند

تا روی ماه عشق را ببوسی

و جهان را خلع سلاح کنی

همیشه یک حای خلوت پیدا می شود

که خودسوزی یک سیگار لایت را با لبانت

بدرقه کنی

آرامش یعنی همین

 

یوسف نیکخواه

90/6/6

نوشته شده در تاریخ: يكشنبه 10 ارديبهشت 1391
موضوعات: اشعار یوسف نیکخواه
2 دیدگاه


 

امشب تو باید از همیشه دورتر باشی

از اتفاق تلخ امشب بی خبر باشی

این بغض های لعنتی امروز می بارند

می ترسم از وقتی که تو بی اشک، تر باشی

یک عمر با این بغض های درگیر بودم تا

با دست های زندگی درگیر تر باشی

من زیر سرمای خودم یکریز لرزیدم

شاید که دستم را بگیری، بال و پر باشی

من قانعم تا تو برای لحظه ای حتی

دردی، غمی، چیزی، فقط این دور و بر باشی

ای کاش یک فردای دیگر پیش من بودی

ای کاش می شد یک دقیقه بیشتر باشی

من لابلای این غزل آرام می می... نه!

باید تو از پایان قصه بی خبر باشی

 

محمد قائدی

نوشته شده در تاریخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1391
موضوعات: اشعار محمد قاعدی
1 دیدگاه


 

دلم همچون کبوتری چشم براه

پشت شیشه ای که باران می خورد

جِل جِل

هی نوک می زند

هی نوک می زند

هی نوک می زند

خاطراتت را...

 

مهران توکلیان

نوشته شده در تاریخ: سه شنبه 27 دي 1390
موضوعات: اشعار مهران توکلیان
0 دیدگاه


 

امروز کبری هم سن مادربزرگ من است

و آلزایمر دارد

توقع دارید کتابش را زیر درخت جا نگذارد؟

 

رحمت الله نیک منش

نوشته شده در تاریخ: جمعه 23 دي 1390
موضوعات: اشعار رحمت الله نیک منش
0 دیدگاه


 

تا همیشه باری عظیم به دوشت نهاده باشند

که سرت سلامت بماند

این را نمی فهمند

لاک پشت های خوشبخت

 

رحمت الله نیک منش

نوشته شده در تاریخ: جمعه 23 دي 1390
موضوعات: اشعار رحمت الله نیک منش
0 دیدگاه


 


تمامی حقوق این وب سایت متعلق به انجمن ادبی باران بوده و هرگونه کپی برداری از آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد .
طراحی و برنامه نویسی :
معین بهمنیان